دندان هایش کف و لب هایش آسمان.
- تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟
- من آب دریاها را می فروشم آقا.
- پسر سیاه، قاتی خونت چی داری؟
- آب دریاها را دارم آقا.
- این اشک های شور از کجا می آید مادر؟
- آب دریاها را من گریه می کنم آقا.
- دل من و این تلخی بی نهایت، سرچشمه اش کجاست؟
- آب دریاها سخت تلخ است آقا.*
شاگرد را گفتیم: لورکا چه زیبا سروده است، لکن این که می بینی از شوری آب دریاها می نالد، لابد منظورش همان بحر مدیترانه است که بر سواحلش غربیان تن به آب می زنند. چه این بحر مازندران ما که البت باید ازین پس بحر روس اش لقب داد، چربی نفت و بوی پای از پوتین درآمده اراذل روسی اش، در دهان غوغا می کند و در کرانه اش به جای آب زباله موج می زند و اگر این نادانان اندکی از درآمد شکافتن شکم ماهیان خاویارش را در او خرج می کردند اکنون بدین سان جهنم نگشته بود و آباد بود. اینان این چنین آقایی می کنند آقا!
*- شعر از فدریکو کارسیا لورکا، با ترجمه احمد شاملو
- تو چه می فروشی دختر غمگین سینه عریان؟
- من آب دریاها را می فروشم آقا.
- پسر سیاه، قاتی خونت چی داری؟
- آب دریاها را دارم آقا.
- این اشک های شور از کجا می آید مادر؟
- آب دریاها را من گریه می کنم آقا.
- دل من و این تلخی بی نهایت، سرچشمه اش کجاست؟
- آب دریاها سخت تلخ است آقا.*
شاگرد را گفتیم: لورکا چه زیبا سروده است، لکن این که می بینی از شوری آب دریاها می نالد، لابد منظورش همان بحر مدیترانه است که بر سواحلش غربیان تن به آب می زنند. چه این بحر مازندران ما که البت باید ازین پس بحر روس اش لقب داد، چربی نفت و بوی پای از پوتین درآمده اراذل روسی اش، در دهان غوغا می کند و در کرانه اش به جای آب زباله موج می زند و اگر این نادانان اندکی از درآمد شکافتن شکم ماهیان خاویارش را در او خرج می کردند اکنون بدین سان جهنم نگشته بود و آباد بود. اینان این چنین آقایی می کنند آقا!
*- شعر از فدریکو کارسیا لورکا، با ترجمه احمد شاملو