- مستقیم...
- سلام.
- از مرکز کنترل ترافیک شهرداری تهران، خدمتتون عرض سلام و خسته نباشید داریم و ...
- تو راهم، نگهش دار، زود میام ...
- این مَمّد ما تازه رفته مدرسه، هر روز یه ادای جدید یاد می گیره! کره خر دیروز اومده می گه ...
- روزنامه امروزه؟
- هاهاهاهاها...... این بچه ها تو این سن خیلی با مزه ...
- تراکم خودروها، شرق به غرب بزرگ راه حکیم، قبل از تونل. بزرگ راه صدر ...
- داخل عباس آباد نمی ری؟
- اوووووووووووه یابو........ کدوم ابلهی به تو گواهینامه ...
- نه، خورده نداشتی؟
- به دکتر سلام برسون، دفعه بعد که ...
- این سارای ما هم تازگی ها یه کارای عجیبی میکنه! دیشب تا خود صبح ...
- صبح یک مسافر به پستم خورد از زرگنده می خواست بره بیمارستان قلب. مرض قلبی داشت. وقتی پیادش کردم همون دم در بیمارستان تموم کرد. تخت آوردن ببرنش دیدن دیگه نفس نمی کشه. خیلی حالم گرفته شد.
- گوش به حرفش نده، فقط اسباب بازی هایی رو واسش بخر که جنبه آموزشی ...
- مگه آمبولانس نیست که مریض رو شما باس برسونی بیمارستان؟
- ای بابا، دسته دسته بچه های سالم مردم رو کشتند، این بنده خدا که شما می گی که مریض هم بوده.
- این پارازیت ها هم که داره همه رو میکشه.
- چی میگی آقا! دختره فقط ۲۰ سالش بود. صورتش جلوی چشامه، خیلی خوشکل بود، هیچ وقت یادم نمی ره!
- نگران نباش، آدم به این سادگی ها هم که نمی میره، اون هم جلو بیمارستان.
- پیر و زپرتی هم که نبوده که دیگه نشه کاریش کرد!
- آره داداش، هزار جور شوک الکتریکی و اکسیژن و اینا دارن. حتما دوباره برش گردوندن تا حالا.
- بابا خودم دیدم دکتره اومد یه پارچه انداخت رو صورتش. تو راه مادرش می گفت باباش راننده کامیونه. 3-4 ماه پیش تصادف کرده، یکی رو کشته و الان تو زندونه. من هم کرایه نگرفتم. حالا چقد می شد مگه؟ بیچاره دل باباش!
-
-
- همش ۲۰ سالش بود. بیچاره باباش!
-
-
-
- پیاده می شم لطفا.
- سلام.
- از مرکز کنترل ترافیک شهرداری تهران، خدمتتون عرض سلام و خسته نباشید داریم و ...
- تو راهم، نگهش دار، زود میام ...
- این مَمّد ما تازه رفته مدرسه، هر روز یه ادای جدید یاد می گیره! کره خر دیروز اومده می گه ...
- روزنامه امروزه؟
- هاهاهاهاها...... این بچه ها تو این سن خیلی با مزه ...
- تراکم خودروها، شرق به غرب بزرگ راه حکیم، قبل از تونل. بزرگ راه صدر ...
- داخل عباس آباد نمی ری؟
- اوووووووووووه یابو........ کدوم ابلهی به تو گواهینامه ...
- نه، خورده نداشتی؟
- به دکتر سلام برسون، دفعه بعد که ...
- این سارای ما هم تازگی ها یه کارای عجیبی میکنه! دیشب تا خود صبح ...
- صبح یک مسافر به پستم خورد از زرگنده می خواست بره بیمارستان قلب. مرض قلبی داشت. وقتی پیادش کردم همون دم در بیمارستان تموم کرد. تخت آوردن ببرنش دیدن دیگه نفس نمی کشه. خیلی حالم گرفته شد.
- گوش به حرفش نده، فقط اسباب بازی هایی رو واسش بخر که جنبه آموزشی ...
- مگه آمبولانس نیست که مریض رو شما باس برسونی بیمارستان؟
- ای بابا، دسته دسته بچه های سالم مردم رو کشتند، این بنده خدا که شما می گی که مریض هم بوده.
- این پارازیت ها هم که داره همه رو میکشه.
- چی میگی آقا! دختره فقط ۲۰ سالش بود. صورتش جلوی چشامه، خیلی خوشکل بود، هیچ وقت یادم نمی ره!
- نگران نباش، آدم به این سادگی ها هم که نمی میره، اون هم جلو بیمارستان.
- پیر و زپرتی هم که نبوده که دیگه نشه کاریش کرد!
- آره داداش، هزار جور شوک الکتریکی و اکسیژن و اینا دارن. حتما دوباره برش گردوندن تا حالا.
- بابا خودم دیدم دکتره اومد یه پارچه انداخت رو صورتش. تو راه مادرش می گفت باباش راننده کامیونه. 3-4 ماه پیش تصادف کرده، یکی رو کشته و الان تو زندونه. من هم کرایه نگرفتم. حالا چقد می شد مگه؟ بیچاره دل باباش!
-
-
- همش ۲۰ سالش بود. بیچاره باباش!
-
-
-
- پیاده می شم لطفا.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر