۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

چو از بزغاله کردی یاد، ای کاش...

هرمن کامرون نرمن،* وزیر مختار بریتانیا در ایران در سال های ۱۲۹۹و۱۳۰۰ه.ش.، در گزارش یکی از دیدارهایش با احمد شاه که در شهریور ۱۳۰۰ه.ش. انجام پذیرفته بود، به کرزن، وزیر وقت امورخارجه بریتانیا، چنین می نویسد:
"شاه می گوید قصد دارد اقدامی جدی به عمل آورد... یا رئیس الوزرا و یا وزیر جنگ را از کار بر دارد و یا مجلس را منحل کند."**

نرمن با آنکه نه از رئیس الوزرا (احمد قوام)، نه از وزیر جنگ (رضاخان) و نه مجلس دل خوشی داشت، هیچ حرفی در این مورد به شاه نمی گوید و در ادامه نامه اش چنین دلیل می آورد که:

"من هیچ اظهارنظری نکردم، چراکه شاه بسیار دهن لق است."**

آهی از دل رها کرده و شاگرد را گفتیم: کاش حکومتیان امروز نیز "دهن لق" بودند و اینقدر "دهان دریده" نبودند، که هر آنچه را که لیاقت ایشان است بر جمعی به وسعت یک کشور، نسبت دهند و ملت را به دو دسته گوساله و بزغاله تقسیم نموده و بر طبل افتراق بکوبند که عاقبتِ این دو دستگی را، بر چنین ملتی هیچ خوش نباشد. و صد البته ایشان به حق نامی از " اَنترها " به میان نیاورده اند که به دلیل قلّتِ شمار این نامردمان، سخت بتوان ایشان را در برابر میلیون ها گوساله و بزغاله، گروهی و دسته ای جدا به شمار آورد.

*- Herman Cameron Norman
**- غنی، سیروس. ایران برآمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگلیسی ها. ص.۴۶۴

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر