۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

قلم آویخته ایم

دل تنگ را دست بر قلم نرود و فکر از خاطر بر جَهد، که حالی همچون گوسپند سیخ در گلو مانده که یارای بَع بَعش نیست از درونمان بر آید و چنان بر کله کوبد که احمدی را از گربه تمیز نتوانیم داد. اجالتا میخی گنده بر دیوار گرمابه کوفته و هر آنچه از قلم و دوات و کاغذ و طبعیات، گَلَش آویخته ایم و دست بر خیک و ذکر بر لب به امید گشادگی اش، سر بر دیوار نهاده ایم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر