۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

سلام ما را هم برسان

روزگاری است غریب.

دوست اصفهانی سراغ پسر یکی از وزرای کابینه را، که پیش از این هم مکتبمان بود، می گرفت که کجا هست و چه می کند و اگر دستش به او برسد دمار از روزگارش در آورد و بر گریبانش آویزد که:

"فلانی غلط کردِس و [...] تناول نمودِس که پِدِرِش تو کابینه وزیرِس!!!"

گفتیم: وی در خاور دور و در بلادی که توکیو خوانندش، می درسد. و این که پیشینیان لطایفی چون "گیرم پدر تو بود فاضل..." و... را سروده و در تیراژهای وسیع منتشر کرده اند، بی خیال که فی الحال معتبر نیست و یحتمل به این دلیل بوده که ابزارهایی چون اینترانت و طیاره در اختیار نداشته اند و برای آنکه از شر سفرهای طولانی خلاص یابند، چنین استدلال کرده اند. علی ای حال از آنجا که خود گرفتار دَم و دستگاه گرمابه ایم و روزگار دست بر گلویمان نهاده، و تنها بی خشونت به مبارزه مشغولیم، اگر دستی به او رساندی سلام ما را نیز به گوشه راست صورتش چنان که دانی برسان! باشد که مقبول درگه حضرتش افتد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر