روزگاری است غریب.
مهندس راه می رود،
تند،
هِی راه می رود.
جلسه می گذارد و راه می رود که بیچاره میز و اطرافیانش.
مقایسه و محکوم می کند و راه می رود، روزی ۱۶ بار، بیچاره آرش و معماری.
اما ولی اما مهندس باهوش و زیرک است و صادق نیز هم،
و لاجرم چون خواهرزاده اش دوست داشتنی.
و خدا نکند بی کار شود که اکتشافی و فریاد بلندی در راه است!
و آنگاه استراتژی برایمان می کند:
- کُپ می زنیم.*
- سقف از رنزو پیانو
- دیوار و سکوها از HOK
- نماها و حجم بیرونی از JDDIMA **
و لابد بوفه و محل پارکینگ ها و سایر موارد از قوام الدین شیرازی.***
بیچاره ترکیبمان!
شاگرمان را گفتیم: به ماه بگو غلاف کند، طاقتمان نیست خون ایگناسیو را بر ماسه های ساحل ببینیم!
*- کپ زدن فعلی است که بر خلاف تصور عموم، همچون خرمن کوفتن به مواردی از قبیل گاو نر و غیره محتاج است.
**- جهنم دره ای در ایالات متحده آمِریک
***- یک بابایی که قبلا یه جایی چهار تا ساختمان کج و کوله ساخته است. یحتمل معمار بوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر