۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

استراتژی مرگ

روزگاری است غریب.

مهندس راه می رود،

تند،

هِی راه می رود.

جلسه می گذارد و راه می رود که بیچاره میز و اطرافیانش.

مقایسه و محکوم می کند و راه می رود، روزی ۱۶ بار، بیچاره آرش و معماری.

اما ولی اما مهندس باهوش و زیرک است و صادق نیز هم،

و لاجرم چون خواهرزاده اش دوست داشتنی.

و خدا نکند بی کار شود که اکتشافی و فریاد بلندی در راه است!

و آنگاه استراتژی برایمان می کند:

- کُپ می زنیم.*

- سقف از رنزو پیانو

- دیوار و سکوها از HOK

- نماها و حجم بیرونی از JDDIMA **

و لابد بوفه و محل پارکینگ ها و سایر موارد از قوام الدین شیرازی.***

بیچاره ترکیبمان!

شاگرمان را گفتیم: به ماه بگو غلاف کند، طاقتمان نیست خون ایگناسیو را بر ماسه های ساحل ببینیم!

*- کپ زدن فعلی است که بر خلاف تصور عموم، همچون خرمن کوفتن به مواردی از قبیل گاو نر و غیره محتاج است.

**- جهنم دره ای در ایالات متحده آمِریک

***- یک بابایی که قبلا یه جایی چهار تا ساختمان کج و کوله ساخته است. یحتمل معمار بوده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر